بي ذهني

ذهن یعنی ناآرامی، بی ذهنی یعنی آرامش



بدن از تاریكی تشكیل یافته و روح از نور و محل برخورد نور و تاریكی قلمرو ذهن است. ذهن دارای اندكی نور و اندكی تاریكی است، از اینرو همیشه در كشمكش است، زیرا همواره به دو جهت مخالف كشیده می شود. بدن آنرا به یك طرف می كشد و روح به طرف دیگر. و چون هردو دارای نیروی مغناطیسی برابر هستند، ذهن در میان آنها معلق می ماند. گاهی بدن را می گزیند و گاهی روح را. اما هركدام را برمی گزیند همیشه این احساس در او وجود دارد كه گویی به خطا رفته، زیرا آن دیگری را از دست داده است. همیشه احساس می كند چیزی كم است. و ذهن پیوسته در حال گزینش است و هر گزینش او فقط یك نیمه را در بر می گیرد. آن نیمه دیگر كه برگزیده نشده از او انتقام خواهد گرفت. از اینرو ذهن همواره در تشویش و نگرانی بسر می برد... نه می تواند جزیی از بدن شود و نه جزیی از روح. تو باید از ذهن بیرون بیایی تا از این كشمكش رها شوی. تا زمانیكه از ذهن فراتر نروی و آنرا پشت سر نگذاری، نمی توانی آرامش یابی. ذهن با چیزی بنام آرامش آشنا نیست. كسانیكه از " آرامش ذهن " سخن می گویند یاوه می گویند. ذهن یعنی ناآرامی، بی ذهنی یعنی آرامش. بنابراین، اصطلاح صحیح"‌ آرامش بدون ذهن "است- آنگاه تو در وجود راستین خود آرام خواهی گرفت .

/ 0 نظر / 29 بازدید